پدرام و پرینازپدرام و پریناز، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

دل نوشته های خودم تقدیم به دو دلبند عزیزم پدرام و پریناز

عید نوروز 1394

سلام گل های مامانی امسال شما دو تا گلم وارد سال دوم زندگی شدین خیلی سعی کردم که سر سال تحویل بیدار باشین ولی چون ساعت 2.30 نصفه شب بود خواب بودین ،سر شبش با هم رفتیم بیرون ما تقریبا یک شب در میون شب ها  با باباتون میریم بیرون و البته بیشتر اوقات شام هم میخوریم،شب عیدم رفتیم   رفتیم شیرینی و آجیل خریدیم شما دو تا تو کالسکه خوشگلتون بودین و ما هم پیاده و بعدش رفتیم کباب سلطان اونجا دیگه انقدر ما می ریم شما دو تا  رو می شناسن بهتون هدیه دادن شام رو خوردیم اومدیم خونه بعدش حدود ساعت 12 شب بود که بردمتون حمام کلی گریه کردین ...
1 فروردين 1394

چهارشنبه سوری 1393

سلام جیگل جیگلی های مامانی الان که دارم براتون می نویسم شما دو تا گلم با باباتون دارین می دوین یا به حساب دارین می رقصین آخه رقصیدن شما ها دویدنه امشب آخرین چهارشنبه سال 1393 هستش دیشب که شب چهارشنبه سوری بود رفتین بیرون یا به حساب شما رفتیم دردر رفتین کیان سنتر 2 شما حسابی ذوق کردین ما تقریبا یک شب در میان می بریمتون بیرون چون پاییز و زمستون هوا سرد بود بیرون رفتن ما همیشه توی بازاری که سرپوشیده است و بعد هم شهربازی بازار بیشتر پاتوقمون ویلاژ توریست و الماس شرقه البته گاهی اوقات پروما و کیان سنتر هم هست شماها عاشق بازارین چون براتون تنو...
27 اسفند 1393
1